پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸۷

عاشق محو به دلدار نمی پردازد

بلبل مست به گلزار نمی پردازد

ریسمان بازی تقلید بود پیشه عقل

عشق با سبحه و زنار نمی پردازد

هر که چون نقطه زاندیشه فرو رفت به خویش

هیچ با گردش پرگار نمی پردازد

زور بر آینه صاف نیارد صیقل

چرخ با مردم هموار نمی پردازد

کام آن کس بود از شهد سلامت شیرین

که به اقرار و به انکار نمی پردازد

خبرش نیست ز تعجیل بهاران، ورنه

گل به آرایش دستار نمی پردازد

آتشی در جگر بلبل اگر هست، چرا

این چمن را ز خس و خار نمی پردازد؟

تا به آن آینه رو راه سخن یافته است

طوطی ما به شکرزار نمی پردازد

ز اعتمادی است که کرده است به اعجاز نفس

عیسی ما که به بیمار نمی پردازد

گرم کرده است چنان بیخبری صائب را

که ز گفتار به کردار نمی پردازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۸۹باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۰بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۱اشک را دیده من گوهر غلطان سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹۲زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۹۳صبر را زمزمه من سفری می سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹۴سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹۵چه میان است که دایم چو دل من لرزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹۶پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.