پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۰

بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد

گر بود خضر، دل خویش به چاه اندازد

گرد بر دامن دریای کرم ننشیند

ابر اگر سایه رحمت به گیاه اندازد

عقده مشکل ما را به نسیمی دریاب

تا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟

در گذر از سر نظاره آن قد بلند

کاین تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد

دور باش مژه از هر دو طرف استاده است

زهره کیست بر آن چشم نگاه اندازد؟

شکوه در دل گره و جرأت گفتارم نیست

مگر این سلسله را اشک به راه اندازد

صائب از درد تغافل دل اگر خون گردد

به ازان است کسی رو به نگاه اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۲زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۳صبر را زمزمه من سفری می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۴سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹۵چه میان است که دایم چو دل من لرزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۹۶پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹۷در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹۸عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹۹اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.