پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۷

در حریمی که گل روی ایاغ افروزد

خار در دیده آن کس که چراغ افروزد

لاله تربتش آتش به ته پا دارد

در دل هر که طلب شمع سراغ افروزد

می شود فاخته ای جامه مینایی سرو

گر چنین ناله گرمم رخ باغ افروزد

روزگاری است که در ساغر خورشید، شراب

آنقدر نیست که یک ذره دماغ افروزد

آن که ترساندم از داغ، به آن می ماند

که کسی کوری پروانه چراغ افروزد

هر که در مذهب ما غیرت مشرب دارد

شب آدینه به میخانه چراغ افروزد

انفعالی که ز داغ دل من لاله کشید

شرم بادش که دگر چهره باغ افروزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۹اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۰پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۱هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۲دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.