پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۱

هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد

کور از خواب محال است که بینا خیزد

خازن مرگ مبدل نکند گوهر را

جاهل از خواب محال است که دانا خیزد

ننگ همت بود از هیچ فشاندن دامن

سهل زهدی است که کس از سر دنیا خیزد

حاصلش ماندگی و آبله پا باشد

هر که بی جاذبه آن طرف از جا خیزد

روی در قبله عشق است همه عالم را

منزلش بحر بود سیل ز هرجا خیزد

رحمت از چهره دل گرد گنه پاک کند

تیرگی از دل سیلاب به دریا خیزد

هر نسیمی که به گرد سر یوسف گردد

آه بیطاقتی از جان زلیخا خیزد

گر چنین دست برآرند بزرگان به طمع

ابر چون پنبه افشرده ز دریا خیزد

شمع بینش شود از خاک شهیدان روشن

نرگس از تربت این طایفه بینا خیزد

گر به بالین من خسته دل آید صائب

رنگ اعجاز ز سیمای مسیحا خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۰من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.