پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۰

پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد

که دل آبله بر ریگ روان می‌سوزد

وادی شوق چه وادی است که طفلی به هوس

گر کند مرکب نی گرم، عنان می‌سوزد

حرم عصمت میخانه چه دارالامنی است

شمع مهتاب به فانوس کتان می‌سوزد

دل بیدار ازین صومعه‌داران مطلب

کاین چراغی است که در دیر مغان می‌سوزد

آتشین شکوه‌ای از لعل تو در دل دارم

که اگر لب بگشایم دو جهان می‌سوزد

صبح محشر ز جگر صد نفس سرد کشید

همچنان لقمه عشق تو دهان می‌سوزد

چون به دیوان برم این تازه غزل را صائب؟

که به یک چشم زدن کلک و بنان می‌سوزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۲دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.