پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۹

اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد

داغ تبخال به کنج لب کوثر سوزد

آستین دست ندارد به چراغ گل داغ

این چراغی است که تا دامن محشر سوزد

آتش عشق ز خاکستر هندست بلند

زن درین شعله ستان بر سر شوهر سوزد

از می این چهره که امروز تو افروخته ای

گر کنی باد زن از بال سمندر، سوزد

از کلاه نمدی دود کند اخگر عشق

این نه عودی است که در مجمر افسر سوزد

به که سر بر سر بالین سلامت بنهم

چند از پهلوی من سینه بستر سوزد؟

از چه برده است نواهای ملال انگیزت؟

که بر افغان تو صائب دل کافر سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۱هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۲دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.