پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۳

چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد

زنگ از آیینه بینایی ما برخیزد

بر دل از رهگذر خط تو چون خط غبار

ننشسته است غباری که ز جا برخیزد

داغ غیرت به دل خضر و مسیحا سوزد

لاله ای کز سر خاک شهدا برخیزد

در بساطی که گهر گرد یتیمی دارد

چه غبار از دل غم دیده ما برخیزد؟

خضر از سبزه خوابیده گران خیزترست

پیش آن کس که ز شوق تو ز جا برخیزد

من و آن حسن جهانسوز که در محفل او

از سپندی که نسوزند صدا برخیزد

تا نظر واکند از پای فتد چون نرگس

هر که از خاک به امداد عصا برخیزد

راه خوابیده محال است که بیدار شود

اگر از شش جهت آواز درا برخیزد

اژدها را طمع گنج گوارا سازد

از سر راه محال است گدا برخیزد

خامشی تبت وارونه پرگویان است

نیست ممکن که ز یک دست صدا برخیزد

به شتابی گذرم صائب ازین وحشتگاه

که ز هر آبله ام بانگ درا برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۰من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۱عشق در پای گلی رنگ وفا می‌ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۲زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.