پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۶

نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد

نه ز همصحبتی ما ضرری برخیزد

مهر زن بر لب افسوس که سامان جهان

آنقدر نیست که آه از جگری برخیزد

نام بلبل ز هواداری عشق است بلند

ور نه پیداست چه از مشت پری برخیزد

بزم ارباب خرد خوابگه بیخبری است

مگر از مجلس مستان خبری برخیزد

دل سرگشته ما راه به منزل نبرد

گر ز هر نقش قدم راهبری برخیزد

جگر خاک نگردید ز طوفان سیراب

مگر از دیده ما ابر تری برخیزد

تیر اگر در هوس صید شود خاک نشین

به ازان است به بال دگری برخیزد

عشق از خرمن ما دود به افلاک رساند

آنقدر وقت که از جا شرری برخیزد

گو برو ماتم دلمردگی خویش بدار

هر که از خواب به بانگ دگری برخیزد

غنچه ما نفسی می کشد از دل صائب

که به امداد نسیم سحری برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱۰من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱۱عشق در پای گلی رنگ وفا می‌ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۲زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۳صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۴محو دیدار تو راحت ز الم نشناسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۵چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.