پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۵

منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد

هر که شب سیر خورد صبح گران برخیزد

شکر هنگام شکایت به زبان می آرم

سبزه از آتش من جای دخان برخیزد

پرده بردار ز رخسار که چون طوطی مست

زنگ از آیینه من بال فشان برخیزد

دلبری نیست به ابروی کج و قامت راست

بی کماندار چه از تیر و کمان برخیزد؟

همه بر جای خود ای تازه نهالان چمن

بنشینید که آن سرو روان برخیزد

ای که چون غنچه به شیرازه خود می نازی

باش تا سلسله جنبان خزان برخیزد

بر سر تربت هرکس گذری، چون نرگس

تا قیامت دل و چشم نگران برخیزد

باده سی شبه باید، که ز آیینه دل

زنگ سی روزه ماه رمضان برخیزد

هر که را سیر مقامات بود در خاطر

به که چون نی ز زمین بسته میان برخیزد

از خزان زیر و زبر گشت گلستان صائب

شبنم ما نشد از خواب گران برخیزد

صائب این آن غزل عارف روم است که گفت

چون عیان جلوه دهد چهره، گمان برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱۰من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۱عشق در پای گلی رنگ وفا می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۲زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۳صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۴محو دیدار تو راحت ز الم نشناسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.