پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۱

عشق در پای گلی رنگ وفا می‌ریزد

فرصتش باد که بسیار به جا می‌ریزد

زان سفر کرده بستان خبری هست که گل

زر خود را همه در پای صبا می‌ریزد

می چنان دشمن شرم است که گر سایه تاک

بر سر حسن فتد، رنگ حیا می‌ریزد

بر کف پای تو تا تهمت خونریزی بست

هر که را دست دهد خون حنا می‌ریزد

صائب از دیده خونبار کرم دارد یاد

کآنچه دارد همه در پای گدا می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۱۳صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱۴محو دیدار تو راحت ز الم نشناسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱۵چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱۶تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۷کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۸جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۹دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۰چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.