پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۰

من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟

قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد

بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز

رشک در سینه من ناخن شاهین ریزد

به امیدی که به آن گوشه دستار رسد

گل زر خود همه در دامن گلچین ریزد

بوی پیراهن یوسف به عبیری نخرد

هر غباری که ازان طره مشکین ریزد

نارسا نیست سر زلف تو در گیرایی

از کمند تو محال است یک چین ریزد

کیست بر صفحه ایام بغیر از صائب؟

کز زبان قلمش معنی رنگین ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۱۲زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱۳صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱۴محو دیدار تو راحت ز الم نشناسد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱۵چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۶تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۷کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۸جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۹دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.