پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۳

صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد

شوق از خانه برون رخت سفر می‌ریزد

صدف از تشنه‌لبی مشرق تبخال شده است

ابر در کام نهنگ آب گهر می‌ریزد

عارفان جان خود از خصم ندارند دریغ

گل به دامان صبا زر به سپر می‌ریزد

با سبکدستی ما برق حوادث چه کند؟

جرأت کشتی ما رنگ خطر می‌ریزد

بس که از سبزهٔ آن طرف بناگوش تر است

خط ریحان چمن خاک به سر می‌ریزد

برگ‌ریزان کرم لذت دیگر دارد

گرد آن نخل که بی‌خواست ثمر می‌ریزد

هر زمین تخمی و هر تخم زمینی دارد

داغ، ته جرعه خود را به جگر می‌ریزد

مور ما را به کف دست سلیمان برسان

تا ببینی به تکلم چه شکر می‌ریزد

دل محال است لب از حرف شکایت بندد

شعله را تا نفسی هست شرر می‌ریزد

با لب او سخن از حسن گلوسوز زده است

زهر خود را خط سبزش به شکر می‌ریزد

دیده از اشک و لب از آه و دل از داغ پُر است

عشق در هر گذری رنگ دگر می‌ریزد

نیست جز خامهٔ صائب که زوالش مرساد!

رگ ابری که شب و روز گهر می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۱۵چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱۶تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۱۷کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۱۸جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۹دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۰چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۱بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۲دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.