پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰۴

در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد

این سحابی است که از دامن تر برخیزد

باده در چشم و دل پاک پریزاد شود

قطره چون در صدف افتاد گهر برخیزد

به شکر یا به نوای شکرین پیوندد

هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد

از حریصان نرود حرص زر و سیم به مرگ

تشنه از خواب همان تشنه جگر برخیزد

غفلت نفس دو بالا شود از موی سفید

سگ محال است که از خواب سحر برخیزد

خانه کعبه مقصود سویدای دل است

گرد هستی اگر از پیش نظر برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۸گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۹زنگ غفلت ز دل من نگران می‌خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱۰من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱۱عشق در پای گلی رنگ وفا می‌ریزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۱۲زین سعادت که ز بال و پر ما می‌ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱۳صبر هرچند به دل رنگ حضر می‌ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.