پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۸

عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد

آرزو را به رگ و ریشه دلها سوزد

دل بیدار ازین گوشه نشینان مطلب

کاین چراغی است که در خلوت عنقا سوزد

چون سیاووش زآتش به سلامت گذرد

هر که امروز در اندیشه فردا سوزد

گل چراغی است که روشن شود از باد سحر

لاله شمعی است که در دامن صحرا سوزد

جلوه ساحل اگر سلسله جنبان گردد

کشتی از گرمروی در دل دریا سوزد

آتشین چون شود از می گل رخسار ترا

در شبستان تو پروانه دو بالا سوزد

در جگر آه مرا سردی دوران نگذاشت

نکند دود درختی که ز سرما سوزد

کشش عشق ز معشوق نمی دارد دست

شمع بر تربت پروانه دو بالا سوزد

آتش از صحبت همدرد گلستان گردد

جای رحم است بر آن شمع که تنها سوزد

هست در شرع محبت کسی امروز تمام

که ز احباب دلش بیش ز اعدا سوزد

صائب ایمن شود از وحشت تاریکی قبر

هرکه با دیده گریان دل شبها سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰۰پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۰۱هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۰۲دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۵منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۶نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۷می توان گرد خط از آینه حسن زدود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.