پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸۹

باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد

لرزه بر دست نگارین بهار اندازد

آب آیینه ز شرم خط او چون خس و خار

هر نفس جوهر خود را به کنار اندازد

شرم رخسار تو صد پرده خونین از گل

هر سر سال به رخسار بهار اندازد

زلف رخساره خورشید شود شبگیرم

شوق اگر سایه بر این مشت غبار اندازد

پیشگاه حرم و دیر گریبان چاک است

تا کجا غمزه او طرح شکار اندازد

گر مرا حوصله فقر نباشد چه عجب

که تهیدستی، آتش به چنار اندازد

کلک صائب چو گشاید گره از زلف سخن

تاب در نافه آهوی تتار اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۱اشک را دیده من گوهر غلطان سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۲زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۳صبر را زمزمه من سفری می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹۴سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۹۵چه میان است که دایم چو دل من لرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹۶پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹۷در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹۸عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.