پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۵

چه میان است که دایم چو دل من لرزد

اینقدر مور مگر بر سر خرمن لرزد؟

عجبی نیست ز تأثیر نظربازیها

که دل چشمه خورشید به روزن لرزد

سخن از موی میان و سر زلفش مکنید

مپسندید کز این بیش دل من لرزد

دانه ام خال لب کشت شد از سوختگی

در زمینی که دل برق به خرمن لرزد

تنگ چشمی اگر (از) خاک چنین گیرد اوج

دل عیسی به سر سوزن آهن لرزد

لرزش مردم عالم به سر دین و دل است

دل صائب به سر طره پرفن لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۷در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۸عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۹اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰۰پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰۱هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۰۲دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰۳چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۴در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.