پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۱

اشک را دیده من گوهر غلطان سازد

آه را سینه من سنبل و ریحان سازد

هست چون تیغ دودم در نظر غیرت من

حسن را آینه هر چند دو چندان سازد

گریه از جا نبرد حسن گران تمکین را

سرو را آب محال است خرامان سازد

پرده پوشی طمع از پرده دران نتوان داشت

چون کسی عیب خود از آینه پنهان سازد؟

شور محشر که کند زیر و زبر عالم را

وقت ما را نتوانست پریشان سازد

عیب خود صاف ضمیران نتوانند نهفت

مرده را آب محال است که پنهان سازد

زرد رویی نکشد روز قیامت صائب

هر که با خون دل از نعمت الوان سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۳صبر را زمزمه من سفری می سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۴سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۵چه میان است که دایم چو دل من لرزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹۶پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۹۷در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹۸عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹۹اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰۰پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.