پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸۰

شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد

تر نشد هر که دلیرانه بر این دریا زد

هرکسی حاجت خود را به دری عرض نمود

دست دریوزه ما بر در استغنا زد

به ادب باش که سر در قدم تیغ افشاند

چون حباب آن که درین بحر دم بیجا زد

گر خس و خار تعلق نبود دامنگیر

می توان خیمه چو شبنم به چمن هرجا زد

آب روشن که صفا در قدمش می غلطید

دید تا روی ترا آینه بر خارا زد

هر که بر سینه ارباب دعا دست گذاشت

خبر از خویش ندارد که به دولت پا زد

صائب از وادی در یوزه دلها مگذر

که پریشان نشد آن کس که در دلها زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۸۲عشق اول به دل سوخته آدم زد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۸۳قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۸۴هرکه در دامن ارباب نظر دست نزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۸۵آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۸۶نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۸۷عاشق محو به دلدار نمی پردازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸۸گوهر عکس لبش گر به شراب اندازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸۹باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.