پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷۱

اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد

روی دست از قدح و پای ز مینا نخورد

شاهد بیخبریهاست سکندر خوردن

هر که فهمیده نهد پا به زمین، پا نخورد

از دو رویان نتوان داشت طمع یکرنگی

بلبل آن به که فریب گل رعنا نخورد

نکند زحمت ناآمده را استقبال

هر که امروز غم روزی فردا نخورد

همت آن است که موقوف نباشد به طلب

رگ ارباب کرم نیش تقاضا نخورد

ابر نیسان کند از آب گهر سیرابش

هر که صائب چو صدف آب ز دریا نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۷۳شعله شوق اگر در دل خارا گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷۴زاهد خشک ز میخانه چه لذت گیرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۷۵هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷۶اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷۷چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷۸کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷۹تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸۰شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.