پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷۰

چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟

کف خاکی چه قدر سیلی سیلاب خورد؟

ترک آداب بود حاصل هنگامه می

می حرام است بر آن کس که به آداب خورد

شود از زخم نمایان جگرش جوهردار

هرکه از چشمه تیغ تو دمی آب خورد

تا بود دل بصفا، نفس مکدر باشد

دزد بیدل جگر خویش به مهتاب خورد

بیقراری ز رگ جان حریصان نرود

بر سر گنج بود مار و همان تاب خورد

فتنه در سایه آن زلف سیه در خواب است

آه اگر باد بر آن زلف سیه تاب خورد

هرکه چون شبنم گل صاف کند مشرب خویش

آب از چشمه خورشید جهانتاب خورد

روزی بی دهنان می رسد از عالم غیب

کوزه سر بسته چو گردید می ناب خورد

چه کند با جگر تشنه صائب دریا؟

ریگ از چشمه سوزن چه قدر آب خورد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۷۲جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷۳شعله شوق اگر در دل خارا گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۷۴زاهد خشک ز میخانه چه لذت گیرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷۵هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷۶اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷۷چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷۸کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷۹تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.