پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷۳

شعله شوق اگر در دل خارا گیرد

کعبه چون محمل لیلی ره صحرا گیرد

یوسف این گرمی بازار ندیده است به خواب

مهر در کوی تو شب جای تماشا گیرد

ذره چون پرتو خورشید دلیلی دارد

ما که داریم چراغی به ره ما گیرد؟

ز اشتیاق لب میگون تو نزدیک شده است

که قدح پنبه به لب از سر مینا گیرد

در نگهبانی دل عقل عبث می کوشد

سوزن آن نیست که دامان مسیحا گیرد

چرخ بیهوده خمی در خم صائب کرده است

دام گنجشک محال است که عنقا گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۷۵هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷۶اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۷۷چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷۸کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷۹تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۸۰شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸۱قدم از صدق درین مرحله می باید زد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸۲عشق اول به دل سوخته آدم زد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.