پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷۲

جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد

دل ما آب ز هر چاه زنخدان نخورد

می این بزم به خوناب جگر آغشته است

طفل بی گریه دمی شیر ز پستان نخورد

تا کسی نشکند آیینه خودبینی را

آب چون خضر ز سرچشمه حیوان نخورد

به تهیدستی و بی برگی خود ساخته ایم

چون سر دار، سر ما غم سامان نخورد

طره خم به خمش شب همه شب می لرزد

که نسیمی به چراغ دل سوزان نخورد

نشود واسطه رزق جهان چون یوسف

هر که یک چند دل خویش به زندان نخورد

رزق ما تنگ زاندیشه بی حاصل ماست

نان کسی می خورد اینجا که غم نان نخورد

نیست سرگشتگی عشق به صائب مخصوص

کشتیی نیست درین بحر که طوفان نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۷۴زاهد خشک ز میخانه چه لذت گیرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷۵هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۷۶اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷۷چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷۸کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷۹تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸۰شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸۱قدم از صدق درین مرحله می باید زد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.