پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶۲

سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد

سفر آینه را رو به قفا خواهی کرد

گر بدانی که چه مشتاق به آغوش توام

نامه شوق مرا بند قبا خواهی کرد

تو که در خانه آیینه نداری آرام

در دل و دیده من خانه کجا خواهی کرد؟

وقت نازکتر ازان موی میان گردیده است

رحم اگر بر دل صد پاره ما خواهی کرد

با رخ ساده کنی خون دل پرکاران را

در زمان خط شبرنگ چها خواهی کرد

پای سیمین مکن آلوده به هر نقش و نگار

گر گذر بر سر خاک شهدا خواهی کرد

دل بی قید تو زندان فراموشان است

صائب دلشده را یاد کجا خواهی کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶۴از دو عالم دل اگر رو به سویدا می‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۶۵بی‌تو گر شاخ گلی دیده تماشا می‌کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶۶حسن آن روز که آیینه مصفا می‌کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶۷در چمن جلوه‌گر آن قامت رعنا می‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶۸خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶۹از خموشی دل روشن گهران آب خورد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷۰چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷۱اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.