پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶۴

از دو عالم دل اگر رو به سویدا می‌کرد

سیر پرگار درین نقطه تماشا می‌کرد

ساده‌لوحی که به دنبال دوا می‌گردد

کاش دریوزه درد از در دل‌ها می‌کرد

بر چراغ نفسش دست حمایت می‌شد

برق اگر با خس و خاشاک مدارا می‌کرد

تازه گرداندن احرام سفر مطلب بود

روی در ساحل اگر موج ز دریا می‌کرد

گر ز افتادگی این راه نمی‌شد کوتاه

دوری کعبه مقصود چه با ما می‌کرد

آب حیوان که سکندر ز سیاهی می‌جست

بود آماده اگر رو به سویدا می‌کرد

سالک از دوری این راه خبر گر می‌یافت

توشه در گام نخستین ز کمر وا می‌کرد

خبر از سینه پرآبله خویش نداشت

آن که گوهر طلب از سینه دریا می‌کرد

آب می‌گشت به چشم دل پرآبله‌ام

هرکه از کار دل خود گرهی وا می‌کرد

زاهد خشک ز درد طلب آگاه نبود

ور نه تسبیح خود از آبله پا می‌کرد

منت جان مکش از خلق که در شب خفاش

جلوه از خجلت جان‌بخشی عیسی می‌کرد

داشت از شاه سخن‌سنج امید تحسین

صائب آن روز که این خوش غزل انشا می‌کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶۶حسن آن روز که آیینه مصفا می‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۶۷در چمن جلوه‌گر آن قامت رعنا می‌کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶۸خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶۹از خموشی دل روشن گهران آب خورد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷۰چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷۱اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷۲جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷۳شعله شوق اگر در دل خارا گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.