پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶۱

سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد

تا بدانی به من آن جلوه مستانه چه کرد

هوشیاران جهان راه بیابان گیرند

گر بگویم که شب آن نرگس مستانه چه کرد

در و دیوار ز شوق تو ندارد آرام

یارب این زلزله با کعبه و بتخانه چه کرد

تو که هرگز سخن سخت ز کس نشنیدی

سنگ اطفال چه دانی که به دیوانه چه کرد

طاقت سیلی اخوان نبود یوسف را

خط بیرحم به رخساره جانانه چه کرد

می کند یک دل دیوانه جهان را پرشور

یارب آن زلف به چندین دل دیوانه چه کرد

بوی گل بار بود بر دل روشن گهران

شمع با بال و پرافشانی پروانه چه کرد

خواب را بستر بیگانه پریشان سازد

جان آگاه درین عالم بیگانه چه کرد

نیست تاب سخن سخت دل نازک را

با لب نازک او تا لب پیمانه چه کرد

بود بر شوخی او نه صدف گردون تنگ

در دل تنگ من آن گوهر یکدانه چه کرد

دوش کز گردش چشم تو دو عالم شد مست

زاهد خشک ندانم که به شکرانه چه کرد

سیل بر دامن صحرا نگذشته است ترا

تو چه دانی که به من جلوه مستانه چه کرد

کف ساقی ید بیضا شد ازین می صائب

یارب آن باده لب سوز به پیمانه چه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶۳آن که منع من مخمور ز صهبا می‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۶۴از دو عالم دل اگر رو به سویدا می‌کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶۵بی‌تو گر شاخ گلی دیده تماشا می‌کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶۶حسن آن روز که آیینه مصفا می‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶۷در چمن جلوه‌گر آن قامت رعنا می‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶۸خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶۹از خموشی دل روشن گهران آب خورد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷۰چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.