پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

۱۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
  2. شمارهٔ ۶۲ سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد
  3. شمارهٔ ۶۳ دلم ز آتش غم چنان می گدازد
  4. شمارهٔ ۶۴ اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد
  5. شمارهٔ ۶۵ سوز عشقت جگر همی سوزد
  6. شمارهٔ ۶۶ سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
  7. شمارهٔ ۶۷ اومید آدمی بوصالت نمی رسد
  8. شمارهٔ ۶۸ شب نیست کم ز هجر تو صد غم نمی رسد
  9. شمارهٔ ۶۹ نام تو بر زبان من باشد
  10. شمارهٔ ۷۰ هر کرا زلف عنبرین باشد
  11. شمارهٔ ۷۱ گر بر دل من رحم کند یار چه باشد؟
  12. شمارهٔ ۷۲ دلبرم سوی سفر خواهد شد
  13. شمارهٔ ۷۳ در عشق تو دل بجان همی کوشد
  14. شمارهٔ ۷۴ دلم هر شب از عشق چندان بنالد
  15. شمارهٔ ۷۵ مژده ای دل که یار باز آمد
  16. شمارهٔ ۷۶ سزد گر غنچه چون من دلخوش آمد
  17. شمارهٔ ۷۷ باد صبا بین که چها می کند
  18. شمارهٔ ۷۸ درد دل از حد گذشت و یار نداند
  19. شمارهٔ ۷۹ آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند
  20. شمارهٔ ۸۰ رخ خوبت به قمر می ماند
  21. شمارهٔ ۸۱ خبر گل به چمن می آرند
  22. شمارهٔ ۸۲ تا نگارم رای رفتن می زند
  23. شمارهٔ ۸۳ سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
  24. شمارهٔ ۸۴ ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند
  25. شمارهٔ ۸۵ شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  26. شمارهٔ ۸۶ یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  27. شمارهٔ ۸۷ روی از آن خوبتر تواند بود؟
  28. شمارهٔ ۸۸ از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  29. شمارهٔ ۸۹ هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  30. شمارهٔ ۹۰ هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  31. شمارهٔ ۹۱ نیکویی بیش از آن نمی باید
  32. شمارهٔ ۹۲ نگارم چو کرد گلستان بر آید
  33. شمارهٔ ۹۳ نام تو برم زبان بیاساید
  34. شمارهٔ ۹۴ بی‌تو مرا زندگی به کار نیاید
  35. شمارهٔ ۹۵ غمت جز با دلم خوش در نیاید
  36. شمارهٔ ۹۶ گر امروز آن بُتم همدم نیاید
  37. شمارهٔ ۹۷ لشکر نوروز بصحرا رسید
  38. شمارهٔ ۹۸ می شنوم باز که باری دگر
  39. شمارهٔ ۹۹ زهی در حسرت آن چشم مخمور
  40. شمارهٔ ۱۰۰ مخور ای دل غم بسیار مخور
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ای ز روی تو آب بر آتش
  43. شمارهٔ ۱۰۳ زهی مالیده رویت لاله را گوش
  44. شمارهٔ ۱۰۴ مکن بر من ستم جانا از ین بیش
  45. شمارهٔ ۱۰۵ گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
  46. شمارهٔ ۱۰۶ گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
  48. شمارهٔ ۱۰۸ زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
  49. شمارهٔ ۱۰۹ من چو بچۀ مهر تو بشکستم
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گر ترا گویم که عاشق نیستم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ جان که در عالم خود او را داشتم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ چو درد دلست این که من درفتادم؟
  53. شمارهٔ ۱۱۳ من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ روی بنمای که دیوانه شدم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ نه دسترسی به یار دارم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ امید راحت از عالم ندارم

متن اشعار به نقل از گنجور.