پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

چو درد دلست این که من درفتادم؟

که در دام عشق تو دلبر فتادم

چه بد کرده بودم که ناگاه ازین سان

بدست تو شوخ ستمگر فتادم

به میدان عشق تو در، اسب سودا

همی تاختم تیز و در سر فتادم

بدین گونه هرگز نیفتادم ار چه

درین شیوه صد بار دیگر فتادم

مرا با چنین صبر و دل عشق‌بازی

نبود اختیاری، ولی درفتادم

ز غرقاب این غم رهایی نیابم

که در موج دیده چو لنگر فتادم

خیال لب و زلف و رویش بدیدم

به سر در گل و مشک و شکّر فتادم

بلغزید دستم از آن زلف مشکین

بدان چاه سیمینش اندر فتادم

در آن چاه جانم خوش افتاد لیکن

ز بدبختی خویش بر در فتادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  2. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  3. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  4. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  5. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  6. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
  8. شمارهٔ ۱۲۱جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.