پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

عید کنون عید شد که روی تو دیدم

کار کنون راست شد که در تو رسیدم

با چه برابر کنم چنین دو سعادت

من که مه عید را به روی تو دیدم

جان و جوانی بباد دادم ازیراک

بوی سر زلف تو زیاد شنیدم

در هوس آن که بر خط تو نهم سر

سوی تو همچون قلم به فرق دویدم

راه چو زلفت دراز بود و چو شانه

پای شدم جمله و به سر ببریدم

شرح یکی از هزار هم نتوان داد

آنچه من از دست فُرقت تو کشیدم

در طلب آفتاب روی تو چون صبح

دم نزدم من که پیرهن ندریدم

دولت وصل تو یار من شد و آخر

جان خود از دست هجر باز خریدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  2. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
  4. شمارهٔ ۱۲۱جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
  5. شمارهٔ ۱۲۲سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
  6. شمارهٔ ۱۲۳خون دل از دو دیده بدامن همی کشم
  7. شمارهٔ ۱۲۴ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
  8. شمارهٔ ۱۲۵یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.