پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم

هزار فتنه ز هر گوشه یی برانگیزم

چو خطّ دوست زنم دست در گل و سوسن

چو زلف یار بسر و سهی در آویزم

بدان امید که با یار خلوتی سازم

ز باده مست شوم تا ز خویش بگریزم

چو زلف یار بپایش درافتم از سر ذوق

شکسته بسته و آنگه درست برخیزم

میست آن لب چون لعل و من ز آتش عشق

همه تن آب شوم تا بمی بر امیزم

ستارگانرا دندان بکام در شکنم

بگاه عربده گر با سپهر بستیزم

چو می بدست بود از جهان نیندیشم

چو یار یار بود از فلک نپرهیزم

جهان خراب شود گر من اندرین مجلس

ز نیم خوردة خود جرعه بر جهان ریزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
  2. شمارهٔ ۱۲۵یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
  3. شمارهٔ ۱۲۶ترک سر خویشتن بگویم
  4. شمارهٔ ۱۲۷ای بتو چشم نکویی روشن
  5. شمارهٔ ۱۲۸راه بگشادند بر آیندگان
  6. شمارهٔ ۱۲۹نگارا چند ازین پیمان شکستن
  7. شمارهٔ ۱۳۰باز دیدی که ابرِ تر دامن
  8. شمارهٔ ۱۳۱آه ازین زندگیّ ناخوش من
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.