پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

خون دل از دو دیده بدامن همی کشم

باری گران نه در خور این تن همی کشم

رخسار من چو کاه و برو دانهای اشک

این کاه و دانه بین که بخرمن همی کشم

افتاده ام چو سایه و چالاک میدوم

چون سوزنم برهنه و دامن همی کشم

شاید که چون صراحی خونم همی خورند

زیرا که سر ندارم و گردن همی کشم

از عجز همچو گل سپر از آب بفکنم

وانگه ز عجب تیغ چو سوسن همی کشم

در می کشم بتار مژه قطره های اشک

دردانه بین که در سر سوزن همی کشم

معذورم ارز گریه مرا صبر دل نماند

از بیم سیل رخت ز مسکن همی کشم

این جورها ببین که من از دوست می برم

وین طعنها نگر که ز دشمن همی کشم

رنجی که از کشیدن آن کوه عاجزست

با آنکه نیست تاب کشیدن همی کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
  2. شمارهٔ ۱۲۶ترک سر خویشتن بگویم
  3. شمارهٔ ۱۲۷ای بتو چشم نکویی روشن
  4. شمارهٔ ۱۲۸راه بگشادند بر آیندگان
  5. شمارهٔ ۱۲۹نگارا چند ازین پیمان شکستن
  6. شمارهٔ ۱۳۰باز دیدی که ابرِ تر دامن
  7. شمارهٔ ۱۳۱آه ازین زندگیّ ناخوش من
  8. شمارهٔ ۱۳۲بجز از غصّه های مشکل من
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.