پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم

بیا بگو که ز وصل تو بر چگونه خورم؟

بچشم من نرد گردت ار بسی کوشم

بگرد تو نرسد چشمم ار بسی نگرم

بدولت غم تو آتش دلم زنده ست

ز شادی ار چه نماندست آب بر جگرم

شود ز سینۀ من مهر روی تو تابان

اگر چو صبح ز دست تو پیرهن بدرم

حکایت غم تست ار بخانه بنشینم

فسانۀ من و تست ار بکوی بر گذرم

بباغبانی و اختر شناسی افتادم

ز عشق روی و قدت تا برفته یی ز برم

بباد قدّ تو از بس که سرو پیرایم

از ارزوی رخت بس که اختران شمرم

من و خیال تو زین پس، اگر بود خوابم

من و حدیث تو زین پس، اگر بود خبرم

چو آفتاب اگر جای بر فلک سازم

دود همی غم عشقت چو سایه بر اثرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
  2. شمارهٔ ۱۲۱جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۲سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
  4. شمارهٔ ۱۲۳خون دل از دو دیده بدامن همی کشم
  5. شمارهٔ ۱۲۴ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
  6. شمارهٔ ۱۲۵یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
  7. شمارهٔ ۱۲۶ترک سر خویشتن بگویم
  8. شمارهٔ ۱۲۷ای بتو چشم نکویی روشن
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.