پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم

چه محالات کز آن عهد شکن نشنیدم

هر کسی را گوید کو را دهنی هست، و لیک

من بسی جستم و جز نام دهن نشنیدم

تا بدیدم که سمن رنگ رخش بر خود زد

پس از آن پیش چمن بوی سمن نشنیدم

راز زلف تو اگرچه ز صبا فاش شده‌ست

من حکایت بجز از مشک ختن نشنیدم

راستی راسخن قدّ تو هر جا که برفت

بجز آزادی از سر و چمن نشنیدم

دوش بگذشتم و دشنام همی داد مرا

خدمتش کردم و پنداشت که من نشنیدم

گرچه لعلش ز سر ناخوشیی آن می‌گفت

من از او خوش تر از آن هیچ سخن نشنیدم

عقل آن روز که من بر پی دل می رفتم

گفت: کانجا نه صوابست شدن،نشنیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
  3. شمارهٔ ۱۲۱جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۲سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
  5. شمارهٔ ۱۲۳خون دل از دو دیده بدامن همی کشم
  6. شمارهٔ ۱۲۴ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
  7. شمارهٔ ۱۲۵یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
  8. شمارهٔ ۱۲۶ترک سر خویشتن بگویم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.