پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

جان که در عالم خود او را داشتم

بهر تو نابوده‌اش انگاشتم

دیده را با نقش تو پرداختم

سینه را از مهر تو انباشتم

مطبخ سودای خود یعنی دماغ

از برای عشق تو افراشتم

در زمین سینه از روز نخست

دانۀ دل خود بنامت کاشتم

تختۀ وقف غمت بر دل زدم

نام عشق تو بر او بنگاشتم

از زر و سیم رخ و اشک آنچه بود

آن زر و سیم آن تو پنداشتم

گر دلی بد، تن به هجرش در زدم

ور تنی بد، دل ازو برداشتم

از سر هر دو جهان برخاستم

جز غمت کز بهر خود بگذاشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  2. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  3. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  4. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  5. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  6. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  7. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.