پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

گر ترا گویم که عاشق نیستم

یا ز جان یار موافق نیستم

از منت باور مبادا این سخن

زانک در این قول صادق نیستم

عاشقم، عاشق، بآواز بلند

پس که باشم من که عاشق نیستم؟

تو بحسن افزونی از عذرا و من

در غم تو کم ز وامق نیستم

عشق تو یکچند می کردم نهان

زانکه دانستم که لایق نیستم

آشکارا کردم اکنون راز خویش

وندرین دعوی منافق نیستم

هر که در عالم ترا عاشق شدند

من به از چندین خلایق نیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
  2. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  3. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  4. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  5. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  6. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  7. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  8. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.