پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

من چو بچۀ مهر تو بشکستم

وز دست غم تو بی وفا جستم

فارغ شدم و زبان بد گویان

بر خود چو در وصال تو بستم

از آمدنت طمع چو ببریدم

از محنت انتظار وارستم

گر دست بشستم از تو جایش بود

کز دست تو خون بخون بسی شستم

صد بار مرا شکست عهد تو

من عهد تو هیچ بار نشکتم

سر رشتۀ جور و ناز بگسستی

من نیز امید از تو بگسستم

هستت دگری بجای من، آری

شک نیست که من بجای آن هستم

لختی بدویدم از قفای تو

چون مانده شدم ز پای بنشستم

گر با سر مهر تو شوم دیگر

شاید که نهی نگار بر دستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱جان که در عالم خود او را داشتم
  2. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
  3. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  4. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  5. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  6. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  7. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  8. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.