پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام

یکباره ترک صبر و دل و هوش کرده ام

هرچ آن نه عشق تست ببازی گرفته ام

هرچ آن نه یادتست فراموش کرده ام

در چشم من شدست یکی دانة گهر

هر نکته یی که از دهنت گوش کرده ام

خالی شده دماغ من از مستی و خمار

زان باده ها که از لب تو نوش کرده ام

بر چرخ می رسید خروش دل از فراق

او را بوعده های تو خاموش کرده ام

از چشم نیم خواب تو امروز روشنست

آن ناله ها که من ز غمت دوش کرده ام

دستم که زیر سنگ فراقست هر شبی

تا روز با غم تو در آغوش کرده ام

پرسیدم از دلم که چرا دوری از برم؟

گفتا که خوفرا رخ نیکوش کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰گر ترا گویم که عاشق نیستم
  2. شمارهٔ ۱۱۱جان که در عالم خود او را داشتم
  3. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
  4. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  5. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  6. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  7. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  8. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.