پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

تا دل اندر مهر دلبر بسته ام

در بروی خوشدلی در بسته ام

خوشدلم در عشق آن شیرین پسر

زانکه دل در تنگ شکر بسته ام

گرچه هستم چون کمر در بند او

طرفها بنگر کزو بر بسته ام

تا شدستم فتنه بر گلگون رخش

عافیت را رخت بر خر بسته ام

با دو چشمش کرد عبهر همسری

خواب از آن بر چشم عبهر بسته ام

تا بچشم او مگر باشم عزیز

نقش روی خویش از زر بسته ام

چون صراحی هر دمش خدمت کنم

زان کمر پیشش چو ساغر بسته ام

با لعب لعلش بسی کوشیده ام

تا بجانی بوسه یی سر بسته ام

گفتمش آن قامت و رخسار چیست؟

گفت: مه را بر صنوبر بسته ام

گر ز عشقش جان برم خونم بریز

وین گرو صد بار دیگر بسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹من چو بچۀ مهر تو بشکستم
  2. شمارهٔ ۱۱۰گر ترا گویم که عاشق نیستم
  3. شمارهٔ ۱۱۱جان که در عالم خود او را داشتم
  4. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
  5. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
  6. شمارهٔ ۱۱۴دروغ بود که من در غمت صبور شدم
  7. شمارهٔ ۱۱۵روی بنمای که دیوانه شدم
  8. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.