پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

دروغ بود که من در غمت صبور شدم

خلاف بود که از خدمتت نفور شدم

دراز دیدم در تو زبانِ نزدیکان

برای مصلحتی یک دو روز دور شدم

در اندرون من از آرزو جگر خون شد

به ظاهر ار چه نمایم که من صبور شدم

شدم به وصل تو مغرور من ز نادانی

ببین که عاقبت اندر سر غرور شدم

هنوز زلف تو دارد دل شکستۀ من

که تا نگویی در بند آن کسور شدم

چو خاک کوی تو را زحمت از حضور بوَد

به آستان تو بی زحمت حضور شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶عید کنون عید شد که روی تو دیدم
  2. شمارهٔ ۱۱۷چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
  3. شمارهٔ ۱۱۸مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
  4. شمارهٔ ۱۱۹نه دسترسی به یار دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۰امید راحت از عالم ندارم
  6. شمارهٔ ۱۲۱جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
  7. شمارهٔ ۱۲۲سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
  8. شمارهٔ ۱۲۳خون دل از دو دیده بدامن همی کشم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.