پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند

زان همه عیش و طرب نام و نشان هم بنماند

اشک من خود سپری بود و لیکن گه گاه

مددی بود ز خون دل و آن هم بنماند

جان بسی کدم و در سینه همی پروردم

غم عشق تو نهان، لیک نهان هم بنماند

گه گهم از تو بدی زخم زبانی بدروغ

خود باقبال من آن زخم زبان هم بنماند

تن در اندوه دهم غم خورم و دم نزنم

که چنین هم بنماند چو چنان هم بنماند

خود همان بد که مرا بی دل و شیدا کردی

ورنه آن دل بتوای جان و جهان هم بنماند

دو سه روز دگر این زحمت ما میکش ازانک

ناگهانت خبر آید که فلان هم بنماند

گفته بودی نگذارم که بماند دل تو

راستی را دل تنها نه که جان هم بنماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱خبر گل به چمن می آرند
  2. شمارهٔ ۸۲تا نگارم رای رفتن می زند
  3. شمارهٔ ۸۳سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
  4. شمارهٔ ۸۴ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند
  5. شمارهٔ ۸۵شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
  6. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  7. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  8. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.