پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

ای دل تو را گر آرزوی بی‌غمی کند

آن کن تو نیز موسم گل که‌آدمی کند

دانی که آدمی چه کند وقت نوبهار‌؟

می‌خوارگی و عاشقی و خرّمی کند

خیزد به بانگ بلبل و خسبد میان گل

با می نشست و خاست به‌صد مردمی کند

زانو نگیرد از سر زانوی چنگ باز

با بانگ مرغ و نالۀ نی همدمی کند

هر گوشه‌ای که درد دلی سر برآورد

درمان آن به شربتی یک‌دمی کند

زیرا که هم ز باده تواند شدن خراب

بنیاد غم اگر‌چه بسی محکمی کند

اینست مختصر، می و معشوقه و سماع

تدبیر آنکه او طلب بی‌غمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟
  2. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  3. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  4. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  5. شمارهٔ ۹۰هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  6. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
  7. شمارهٔ ۹۲نگارم چو کرد گلستان بر آید
  8. شمارهٔ ۹۳نام تو برم زبان بیاساید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.