پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟

که همیشه دل ما را به بلا می‌خواهند

زلف پرچین ز چه بر زیر کله می‌شکنند؟

گر نه مان بسته ترا ز چین قبا می‌خواهند

روز اسب و زره و تیغ و کمر می‌طلبند

شب شراب و قدح و زیر و دوتا می‌خواهند

ده منی گرز چو از دست بمی اندازند

یک منی ساغر در حال فرا می‌خواهند

باز چون از پی بازی سوی میدان تازند

گوی و چوگان ز دل و قامت ما می‌خواهند

زلف چون چوگان دارند و زنخدان چو گوی

پس ز ما عاریت این هر دو چرا می‌خواهند؟

آفت هوش و روانند و بلای دل و دین

وآنگه ایشان را مردم به دعا می‌خواهند

اصلشان چون ز خطا باشد بر اصل خطا

لاجرم بوسه بها جزو خطا می‌خواهند

رایگانی به تو کی بوسه دهند؟ آن قومی

کز پی بچّهٔ خود شیربها می‌خواهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  2. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  3. شمارهٔ ۹۰هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  4. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
  5. شمارهٔ ۹۲نگارم چو کرد گلستان بر آید
  6. شمارهٔ ۹۳نام تو برم زبان بیاساید
  7. شمارهٔ ۹۴بی‌تو مرا زندگی به کار نیاید
  8. شمارهٔ ۹۵غمت جز با دلم خوش در نیاید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.