پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

نگارم چو کرد گلستان بر آید

خروش دلم تا به کیوان برآید

چمان سرو در خاک پایش بغلتد

چو گرد چمن‌ها خرامان برآید

چو غنچه برآیم ز دل من هرآنگه

که آن سروبن از گلستان برآید

برآید غریو از دل خلق اگر او

دگر ره به بازار ازین سان برآید

بسی برنیاید که از دست حسنش

غریو از گل و سرو بستان برآید

گزد چرخ انگشت حیرت به دندان

چو پروین از آن لعل خندان برآید

فلک چشم خورشید پیشش کشد زود

چو گرد سمندش ز میدان برآید

مرا وصل شیرین لبش گر به عمری

برآید هم از لطف جانان برآید

دهانی چنان تنگ و نایاب کوراست

به جان گر دهد، سخت ارزان برآید

برآید ازو هم امید دل من

و لیکن به صبر فراوان برآید

چو بگسست زنجیر اشک از بر دل

جز آه مسلسل، که با آن برآید؟

تن اندر غم دل دهم زانک دانم

که این کار دشخوار آسان برآید

مرا مهر آن چهره و لعل میگون

فرو رفت با شیر و با جان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴بی‌تو مرا زندگی به کار نیاید
  2. شمارهٔ ۹۵غمت جز با دلم خوش در نیاید
  3. شمارهٔ ۹۶گر امروز آن بُتم همدم نیاید
  4. شمارهٔ ۹۷لشکر نوروز بصحرا رسید
  5. شمارهٔ ۹۸می شنوم باز که باری دگر
  6. شمارهٔ ۹۹زهی در حسرت آن چشم مخمور
  7. شمارهٔ ۱۰۰مخور ای دل غم بسیار مخور
  8. شمارهٔ ۱۰۱دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.