پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟

بساز چنگ و برآور خروش رستاخیز

ببوی باده بر آمیز نکهت گل را

که شب بروز بر آمیخت صبح رنگ آمیز

مرا ز مستی دست قدح ستان بنماند

بدست خویش قدح را بحلق من در ریز

بجام باده فرو برسرم وگر ترسی

که غرقه گردم، زلفت بسست دست آویز

محیط چرخ دخانیست، چشم ازو بفکن

بسیط خاک غباریست، از سرش برخیز

نه آسمانی، با ما زمان زمان بمگرد

نه روزگاری ،با ما نفس نفس مستیز

بدست رطل گران دادیم باوّل بار

بپای مستی اگر مردی از سرم مگریز

ترا که گفت که چون روزگار هر ساعت

بلا چون ریگ بغربال چرخ بر من بیز؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳زهی مالیده رویت لاله را گوش
  2. شمارهٔ ۱۰۴مکن بر من ستم جانا از ین بیش
  3. شمارهٔ ۱۰۵گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
  4. شمارهٔ ۱۰۶گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
  5. شمارهٔ ۱۰۷تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
  6. شمارهٔ ۱۰۸زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
  7. شمارهٔ ۱۰۹من چو بچۀ مهر تو بشکستم
  8. شمارهٔ ۱۱۰گر ترا گویم که عاشق نیستم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.