پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

زهی مالیده رویت لاله را گوش

بنامیزد زهی خطّ و بنا گوش

لب لعل تو هر دم عاشقانرا

پر از گوهر کند چون چشمها گوش

شود شیرین دهان تلخ کوشم

گرم باشد حدیثی از تو فاگوش

کشم در حلقۀ زلف تو هر دم

گرفته عقل و صبر و هوش را گوش

قدی چون سرو داری راستی را

که هستم از میان جان دعا گوش

من از غم ناله در بسته چو بلبل

دراگنده تو چون گل از حفاگوش

بگریه گوشمال چشم دادم

که از چشمت چرا دارد وفا گوش؟

برقص آید دل اندر سینۀ من

چو آواز توام آید فراگوش

ندارد بی جمالت دیده آبی

نباشد بی سماعت با نواگوش

بقصد جان خلقی چشم مستت

کمان ابروان آورده تا گوش

ز خطّ تو مثال از بنده فرمان

ز زلفت حلقه یی وز جان ما گوش

بمن چشم خمارینت چه بگذاشت

بعشق اندر ، زبان یا چشم یا گوش

ز تو این چشم دارم کز سر لطف

دلم را داری از بهر خدا گوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
  2. شمارهٔ ۱۰۶گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
  3. شمارهٔ ۱۰۷تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
  4. شمارهٔ ۱۰۸زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
  5. شمارهٔ ۱۰۹من چو بچۀ مهر تو بشکستم
  6. شمارهٔ ۱۱۰گر ترا گویم که عاشق نیستم
  7. شمارهٔ ۱۱۱جان که در عالم خود او را داشتم
  8. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.