پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

مکن بر من ستم جانا از ین بیش

بکارت می نیاید به بیندیش

لبت خون می چکاند از دل من

نمک خون آورد پیوسته از ریش

مرا دل خود ز جور چرخ ریشست

تو بیهوده نمک بر ریش مپریش

بخون زندگانی تشنه ام زانک

که سیر آمد دلم از هستی خویش

ازین پس دست ما و دامن صبر

ببینم تا چه خواهد آمدن پیش

همی یکسان نماند کار گیتی

گهی نوشست کار او و گه نیش

بصبر احوال دیگر گون شود هم

کسی باید که دارد صبر ازین بیش

ز تو روزی بکام دل رسم لیک

بخون دل بر آید کار درویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
  2. شمارهٔ ۱۰۷تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
  3. شمارهٔ ۱۰۸زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
  4. شمارهٔ ۱۰۹من چو بچۀ مهر تو بشکستم
  5. شمارهٔ ۱۱۰گر ترا گویم که عاشق نیستم
  6. شمارهٔ ۱۱۱جان که در عالم خود او را داشتم
  7. شمارهٔ ۱۱۲چو درد دلست این که من درفتادم؟
  8. شمارهٔ ۱۱۳من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.