پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

گر امروز آن بُتم همدم نیاید

نصیب جان من جز غم نیاید

نیامد دوش و جانم بر لب آمد

ز بیم آنکه امشب هم نیاید

اگرچه وعده داد و خورد سوگند

ولی با این همه ترسم نیاید

مرا گر ناید او ناید وگر نی

غم و اندوه و محنت کم نیاید

چه سود ار آید او زین پس؟ که جانم

نباشد مانده گر این دم نیاید

من او را از برای سور خواندم

ولیک او جز که با ماتم نیاید

که را نزدیک او شاید فرستاد؟

چو کس در راز او محرم نیاید

وگر او را نباشد آمدن رای

به قول هر که در عالم نیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸می شنوم باز که باری دگر
  2. شمارهٔ ۹۹زهی در حسرت آن چشم مخمور
  3. شمارهٔ ۱۰۰مخور ای دل غم بسیار مخور
  4. شمارهٔ ۱۰۱دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
  5. شمارهٔ ۱۰۲ای ز روی تو آب بر آتش
  6. شمارهٔ ۱۰۳زهی مالیده رویت لاله را گوش
  7. شمارهٔ ۱۰۴مکن بر من ستم جانا از ین بیش
  8. شمارهٔ ۱۰۵گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.