پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

زهی در حسرت آن چشم مخمور

فتاده نرگس سرمست رنجور

سخن در لعل تو عقلست در جان

قدح در دست تو نور علی نور

روانرو در خوشی لعل تو مایه

فلک را در جفا خوی تو دستور

بهار آمد، چه داری؟ خیز کاکنون

نباشد مردم هشیار معذور

چو غنچه هرکز او بوی دل آید

نماند وقت گل او نیز مستور

فلک می‌گردد ای غافل چه باشی

بدین ده روزه ملک حسن مغرور؟

اگر شادی به خونخواری به هر حال

ز خون عاشقان به خون انگور

به یاد بزم خسرو جام پر کن

که باد از دولت او چشم بد دور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
  2. شمارهٔ ۱۰۲ای ز روی تو آب بر آتش
  3. شمارهٔ ۱۰۳زهی مالیده رویت لاله را گوش
  4. شمارهٔ ۱۰۴مکن بر من ستم جانا از ین بیش
  5. شمارهٔ ۱۰۵گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
  6. شمارهٔ ۱۰۶گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
  7. شمارهٔ ۱۰۷تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
  8. شمارهٔ ۱۰۸زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.