پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

نام تو برم زبان بیاساید

یاد تو کنم روان بیاساید

در بر گیرم ترا سرا پایم

تا مغز در استخوان بیاساید

الّا غم تو نماند در عالم

چیزی که دلی از آن بیاساید

بوس تو نیازموده ام لیکن

دشنام دهی که جان بیاساید

تشویق و فتور طرّه و غمزه

گر بنشانی جهان بیاساید

حیفی دانی بزرگ اگر جانم

از جور تو یک زمان بیاساید

آسایش ده تو نیز یک ساعت

تا این تن ناتوان بیاساید

بگشای بشب نقاب تا گیتی

از نعرۀ پاسبان بیاساید

بردار ز جهره زلف تا خورشید

از گردش آسمان بیاساید

بردوز لبم زناله تا یک شب

گوش فلک از فغان بیاساید

بیک نفسم ز شغل آمد شد

وقتست که ناگهان بیاساید

تا خوابگه سگ درت باری

از زحمت این گران بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵غمت جز با دلم خوش در نیاید
  2. شمارهٔ ۹۶گر امروز آن بُتم همدم نیاید
  3. شمارهٔ ۹۷لشکر نوروز بصحرا رسید
  4. شمارهٔ ۹۸می شنوم باز که باری دگر
  5. شمارهٔ ۹۹زهی در حسرت آن چشم مخمور
  6. شمارهٔ ۱۰۰مخور ای دل غم بسیار مخور
  7. شمارهٔ ۱۰۱دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
  8. شمارهٔ ۱۰۲ای ز روی تو آب بر آتش
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.