پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

شاید که دل ز عشق قیامت همی کند

کش آرزوی آن قد و قامت همی کند

ابله کسی که روی ورا دید آشکار

وانگه مرا به عشق ملامت همی کند

تا فتنه شد رخ تو نهان گشت عافیت

انصاف زندگی بلامت همی کند

چو ندل به عشق او ندهم من؟ که روی او

بر آفتاب حسن غرامت همی کند

گر بشنود ز من دل من، تو بتش بهست

زین عاشقی مه بس بعلامت همی کند

سرو ار همی نماز برد قامت ترا

آن فرض عین دان که اقامت همی کند

هم آتشست چهرۀ او هم بهشت نقد

گشتست روشنم که قیامت همی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷روی از آن خوبتر تواند بود؟
  2. شمارهٔ ۸۸از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
  3. شمارهٔ ۸۹هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
  4. شمارهٔ ۹۰هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد
  5. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
  6. شمارهٔ ۹۲نگارم چو کرد گلستان بر آید
  7. شمارهٔ ۹۳نام تو برم زبان بیاساید
  8. شمارهٔ ۹۴بی‌تو مرا زندگی به کار نیاید
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.