پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود

شاد شوم اگر ترا، از غم من خبر شود

بی تو تنم ز لاغری، گشت بر آن صفت که گر

دست در آه من زند، تا به ستاره بر شود

هر سحری که آورد، باد نسیم زلف تو

جان به کنار لب دود، دیده به رهگذر شود

ز آتش دل مرا جگر، خون شد و باز این عجب

کز دم سرد هر نفس، خون دلم جگر شود

خاک درت ز کیمیا، هست عزیزتر که چون

در رخ و چشم مالمش، جمله زر و گهر شود

در سر زلف تو دلم، نیک به دست کرد جای

بد نبود گرش همی، کار چنین به سر شود

نامده در دو چشم من، خاک در تو از مژه

اشک به رخ فرو دود، زود به سجده درشود

لابۀ ما چو بشنود، زلف تو دل چه جان کند

کور دلا که بهر صید، از پی مارگر شود

خون دلم همی رود، در سر دیده دم به دم

عاقبتش همین بود، دل که پی نظر شود

عشق چو رخ نمود خود، کم نبود بلا و غم

کین همه عادت آن بود، کز پی یکدگر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱نیکویی بیش از آن نمی باید
  2. شمارهٔ ۹۲نگارم چو کرد گلستان بر آید
  3. شمارهٔ ۹۳نام تو برم زبان بیاساید
  4. شمارهٔ ۹۴بی‌تو مرا زندگی به کار نیاید
  5. شمارهٔ ۹۵غمت جز با دلم خوش در نیاید
  6. شمارهٔ ۹۶گر امروز آن بُتم همدم نیاید
  7. شمارهٔ ۹۷لشکر نوروز بصحرا رسید
  8. شمارهٔ ۹۸می شنوم باز که باری دگر
همه‌ی غزلیات ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.